آدرس جدید   

آدرس جدید این وبلاگ :

http://www.behdad-news.blogfa.com/

لینک
شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٦ - نویسنده

   نظر سنجی جدید   

دوستان عزیز می تونید از طریق نظر سنجی جدید سمت راست وبلاگ بهترینهای حامد رو انتخاب کنید . دوست داشتم گزینه ها بیشتر باشه ولی امکانش نبود .

قسمت راست هر گرینه بهترین بازی حامد و قسمت چپ بهترین فیلمی که حامد در اون حضور داشته ( تو این قسمت بازی حامد رو ملاک قرار ندهید ) رو انتخاب کنید .

لینک
پنجشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٦ - نویسنده

   گزارشی از حضور عوامل و بازیگران فیلم روز سوم در فرهنگسرای سید الشهدا   

                 

               

سینمای ما ـ امیر کاظمی : تمامی عوامل و بازیگران فیلم روز سوم به کارگردانی محمد حسین لطیفی چهارشنبه ۶ تیر ماه در فرهنگسرای سید الشهدای تهران گرد هم آمدند تا محمد حسین لطیفی و حمید آخوندی جوایز دریافتی خود از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر را به خانواده ی شهید امیرسرتیپ "امان الهی" و سردار "محمد نورانی" تقدیم کنند . حمید آخوندی ( تهیه کننده فیلم ) در رابطه با اهدای این جوایز گفت : « تنها ۱۰ روز به جشنواره فیلم فجر مانده بود ٬ خدا خدا می کردیم فیلم برسد ٬ اما اگر نرسد چه می شود ؟ ٬ همان جا بود که من ٬ علیرضا جلالی ( دیگر تهیه کننده فیلم ) و محمدحسین لطیفی نذر کردیم که اگر فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد جوایز خود را به خانواده ی شهید امان الهی و محمد نورانی تقدیم کنیم . از مردم عزیز خرمشهر عذر خواهی می کنیم که با حضور ۳۰ روزه ی ما در شهرشان سختی ها را تحمل کردند . شاید باور نکنید که با صدای انفجار شبانه ی گروه شیشه ی پنجره های ۲۰ خانه شکست . تردد تانک ها در خیابان های خرمشهر ٬ انفجار های پشت سر هم در بازار خرمشهر و ... از جمله اذیت های ما برای مردمان عزیز خرمشهر بود . فیلم روز سوم تا بلندای حماسه خرمشهر فاصله درازی دارد ، امیدوارم در گامهای بعدی ضعف های ما را جبران کند. » خانواده ی شهید امان الهی با حضور بر روی صحنه از گرفتن این جوایز از سوی تهیه کنندگان و کارگردان فیلم مخالفت کردند و جوایز خود را به کودکان یتیم خرمشهر تقدیم کردند . در ادامه با حضور مهندس جعفري جلوه معاون امور سینمایی ٬ از تمامی عوامل روز سوم با اهدای ربع سکه بهار آزادی و لوح تقدیر ٬ تقدیر شد . در این بین حامد بهداد با تاخیر ۳۰ دقیقه ای به این مراسم رسید . غیبت باران کوثری در این مراسم نیز از دیگر نکات قابل توجه جلسه تجلیل از عوامل و بازیگران روز سوم بود . محمد حسین لطیفی درباره غیبت باران کوثری در این جلسه به سینمای ما گفت : « برادر خانم کوثری از خارج از کشور به ایران بازگشتند و ایشون در گیر برخی از کارهای برادرشان هستند . حضور نیافتن باران کوثری در مراسم و نقد و برسی های فیلم روز سوم بدلیل لو رفتن گریم او در فیلم توفیق اجباری نیست

لینک
جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦ - نویسنده

   روز سوم   

 
                                         جلسه نقد و بررسی «روز سوم»
 
 همشهري آنلاين:
نخستین جلسه نقد و بررسی فیلم های روز روی پرده سینمای ایران در سال 86 پنجم تیرماه جاری در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.

در این جلسه که از ساعت 17 تا 21 برگزار می شود ابتدا فیلم «روز سوم» ساخته «محمدحسین لطیفی» اکران و سپس با حضور پدیدآورندگان این اثر، جلسه نقد و بررسی برپا می‌شود.

دراین نشست علاوه بر کارگردان و تهیه کنندگان پوریا پورسرخ، حامد بهداد، دیگر بازیگران و عوامل فیلم و علیرضا درستکار به عنوان کارشناس و مجری حضور خواهند داشت.

به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي نياوران واحد سینما تئاتر فرهنگسرای نیاوران بر آن است تا این نشست‌ها را به روال سال گذشته به صورت مستمر برپا كند.

 

حامد بهداد : موقعی كه من بازی میكنم، هیچگاه سر صحنه دیالوگ حفظ نمیكنم
TinyPic image
محمدحسین لطیفی گفت: برای ساخت «روز سوم» از حداقل امكانات بهره گرفتیم و حتی یك روز وقتی برای افكت انفجار، دو تا چاشنی در سقف ایجاد كردیم و با انفجار آنها به ساختمان مخروبهای خسارت زده شد، آمدند، ما را دستگیر كردند و ما تا پاسی از نیمه شب در زندان بودیم.
نشست نمایش و نقد و بررسی فیلم روز سوم محمدحسین لطیفی دو روز پس از سالگرد فتح خرمشهر و در آستانه آغاز نمایش عمومی این فیلم در نیمه خرداد عصر دیروز در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.
درنشست نقد و بررسی فیلم روز سوم كه به مدیریت "جلیل اكبری صحت"، منتقد؛باران كوثری و حامد بهداد،بازیگران؛ علیرضا كهندیری آهنگساز، حمید آخوندی تهیه كننده و محمدحسین لطیفی كارگردان برگزار شد، دست اندركاران روز سوم به پرسشهای حاضران پاسخ گفتند.
در این نشست، محمدحسین لطیفی، گفت: در جشنواره بیست وپنجم فیلم فجر، دو فیلم كاملا جنگی داشتیم كه مربوط به خود جنگ بودند، و هر دوی این فیلمها، سعی كردند بحث ارتباط با مخاطب عام را لحاظ كنند.
وی ادامه داد: ما موقع ساخت فیلم، به این فكر كردیم كه حرف خود را به گونهای بزنیم كه دلنشین باشد.
لطیفی گفت: ساخت فیلم جنگی، مثل شمشیر دولبه است و سختیهای زیادی دارد. اگر خیلی خشك بسازیم، بدون جذابیت می‌شود و از طرفی تولید فیلمهای كمدی راجع به جنگ هم، ارزشهای دفاع مقدس را به طور كامل نشان نمی‌دهد.
كارگردان روز سوم سپس گفت: این فیلم با این قصد ساخته شد كه با مخاطب، ارتباط سازنده برقرار كند و در واقع ما خواستیم در این زمینه و با این هدف خودمان را تست بزنیم كه آیا می‌شود مخاطب را تا آخر چنین فیلمی روی صندلی نشاند یا نه؟
وی افزود: ۲۵ سال از آن تاریخ گذشته و در سینمای جهان هم امر مرسومی است كه وقتی مدتی از وقایع تاریخی می گذرد، درباره آن فیلم ساخته میشود، همانگونه كه راجع به جنگها اتفاق افتاده و هنوز هم فیلم جنگی ساخته میشود و از زوایای مختلف به این قضایا نگاه میكنند.
لطیفی گفت: با ساخت فیلم روز سوم من خواستم از كسانی كه در آن روزها خالصانه و صادقانه جنگیدند و شهید شدند، یادی بكنم و اهمیت ساخته شدن این كار را در واقع بیشتر از بابت ارتباط آن با نسل سوم میدانم.
لطیفی در پاسخ به پرسش یكی از حاضرین كه چرا فیلم هندی ساخته اید گفت: تصور كنم صرفا حضور شخصیت حامد بهداد و چهره متفاوتی كه او از بدمن ماجرا نشان میداد، بتواند ثابت كند كه این فیلم هندی نیست چرا كه شخصیتهای سینمای هند، خیلی كلیشه ای و یك بعدی هستند، در حالی كه در این فیلم، این اتفاق نیفتاده بود و قضیه به این شكل نبود.
در ادامه جلسه از حامد بهداد راجع به روش بازی خود در نقش افسر عراقی پرسیده شد و او گفت: موقعی كه من بازی میكنم، هیچگاه سر صحنه دیالوگ حفظ نمیكنم یا سعی نمیكنم یك میزانسن را به صورت خشك اجرا كنم، بلكه در آن صحنه، مثل یك آدم عادی زندگی می كنم، راه می روم و خود واقعی ام را در فیلم جاری می كنم.
بهداد ادامه داد: در پشت صحنه روز سوم، افراد زیادی بودند كه به من كمك كردند و و عراقی حرف زدن را هم از كارگرانی كه سرصحنه بودند، یاد گرفتم.
این بازیگر در مورد صحنه آخر فیلم و تیر خوردن خود گفت: من طرحی را برای این صحنه ریختم و به كارگردان فیلم پیشنهاد دادم كه این صحنه اینگونه باشد و وقتی محمدحسین لطیفی از من دلیلش را پرسید، به او گفتم تنها نصیب فواد از این عشق همین دو تا تیر بود و هیچ بهره دیگری از عشقش نبرد، پس بگذاریم پذیرفتن این دو تیر از طرف او كه تنها نصیب عشقش است، به این شكل اتفاق بیفتد.
در ادامه برنامه، حمید آخوندی تهیه كننده روز سوم گفت: وقتی كه در ۳ خرداد۶۱ ، با یك ژ-۳ و ۱۰۰ تیر در خرمشهر بودم، به خاطر حفظ ناموس آنجا رفتم و حالا خوشحالم كه در این فیلم تلاش برای حفظ ناموس را به نمایش گذاشتهایم و به این دلیل تشویقهای شما را می شنوم.
سپس باران كوثری راجع به موفقیتش در نقش سمیره، در فیلم روز سوم گفت: حس می كنم فقط ۵۰ درصد در ایفای نقش موفق بوده ام، چون روایت واقعی این اتفاق، به قدری وحشتناك بوده كه من حس می كردم شاید نتوانم خوب بازی كنم ولی فضایی كه سر فیلم به وجود آمده بود، به قدری خوب بود كه این حس را تا حد زیادی در من زنده كرد.
در ادامه جلسه، محمد حسین لطیفی در مورد اشاره های فیلم به سقوط خرمشهر و در پاسخ به پرسشی با این مضمون كه چرا سقوط خرمشهر در روز سوم به خوبی در نیامده و چرا موضوع اصلی فیلم، یك روایت عشقی است؟، گفت: ماجرای اصلی فیلم در سه روز اول نبرد خرمشهر اتفاق افتاده اما ما آن را به سه روز آخر تبدیل كردیم. از طرفی در واقعیت، تمام آن افراد هم سالم برگشتند و حتی یكیشان هم زخمی نشد، اما برای این كه از نظر حسی فیلم تاثیرگذارتر باشد، این ماجرا را به سه روز آخر منتقل كردیم و داستان را تغییر دادیم.
وی متذكر شد: برخلاف آنچه مطرح می كنید، روز سوم صرفا به یك ماجرای عشقی نمیپردازد و قصه های زیادی در این فیلم مستتر است؛ یكی قصه عشق یك عراقی به دختری ایرانی است، یكی قصه نجات یك دختر توسط گروه سرباز نجات دهنده، یكی هم داستان شخصی كه می خواهد از یك پسر انتقام بگیرد... من در نهایت حدود پنج قصه را در یك فیلم وارد كردم تا فقط تصویری كلی از حالت شهر به شما داده باشم.
لطیفی افزود: این فیلم ۱۰۵ دقیقه است و از اول همین زمان را داشت كه زمان زیادی است، اما یك بار برآوردی انجام شد در مورد این قضیه كه فیلمی از سقوط خرمشهر ساخته شود و نتیجه برآورد این بود كه در این صورت باید ۳۵ قسمت ۶۰ الی ۷۰ دقیقه ای به شكل سریال ساخته شود.
این كارگردان همچنین تاكید كرد: روز سوم روایت من از سقوط خرمشهر نبوده است.
در بخش دیگری از مراسم، علیرضا كهن دیری سازنده موسیقی متن فیلم ضمن اشاره به ویژگیهای موسیقی روز سوم به پرسشهای حاضران پاسخ گفت. او متذكر شد: تشخیص كارگردان این بود كه فیلم اینقدر موسیقی لازم دارد، همان طور كه مثلا در فیلمی چون بچه های آسمان، كل فیلم فقط ۶ دقیقه موسیقی داشت. من هم در این راستا به ساخت موسیقی برای روز سوم پرداختم.
در ادامه، از حمید آخوندی در مورد شائبه های حمایت دولتی از این فیلم پرسیده شد و او گفت: برخلاف تصور برخیها، در تولید روز سوم وزارت ارشاد و بنیاد سینمایی فارابی هیچ گونه كمكی به ما نكرد و حتی دوربینی هم در اختیار ما قرار نگرفت؛ تنها بنیادشهید با ما قرارداد بست و ۴۰۰ میلیون تومان پول به ما داد كه این فیلم را برایشان بسازیم.
وی تاكید كرد: دوربینی كه ما برای این فیلم از آن استفاده كردیم، از بخش خصوصی تهیه شد و دوربین قدیمی بود و چون ما موقع كار می خواستیم صدابرداری سرصحنه داشته باشیم، مجبود بودیم برای جلوگیری از ضبط صدای دوربین جزو صدای صحنه، دور دوربین پتو بكشیم!
آخوندی متذكر شد: هیجگونه كمكی به این فیلم نشد و روز سوم با دست خالی ساخته شد.
سپس لطیفی در پاسخ به پرسشی در مورد علت وجود طنز و شخصیتهایی با این مختصات در فیلم روز سوم، گفت: آدمهای دوست داشتنی در جنگ خیلی زیاد بودند و این حالتها و آن طنزها هم در همان لحظات جنگ وجود داشته است كه من در روز سوم با روش خودم به این آدمها و این جریان نزدیك شده ام.
كارگردان روز سوم در پایان به نقل خاطراتی از تولید فیلم پرداخت و گفت: در هنگام تولید فیلم، ساختمان اسكان ایرانیها، یك بیمارستان مخروبه بود كه استفاده ای از آن نمی شد و ما هم حق نداشتیم هیچگونه دستی به تركیبش بزنیم. در این حال و هوا، یك روز وقتی برای افكت انفجار، دو تا چاشنی در سقف ایجاد كردیم، آمدند ما را دستگیر كردند و ما تا پاسی از نیمه شب در زندان بودیم!
وی خاطرنشان كرد: برای ساخت روز سوم به قدری دستمان تنگ بود كه ما حتی نمی توانستیم یك دكور بسازیم و آن را در خلال ماجراهای فیلم از بین ببریم و البته این از بضاعت اندك سینمای ایران ناشی می شود.
در پایان مراسم جوایز و لوحهای تقدیر از سوی دستاندركاران فیلم به عوامل روز سوم اهدا شد.
منبع : فارس
                               «روز سوم» در دو روز 21 ميليون تومان فروخت
فيلم سينمايي «روز سوم» كه از پنجشنبه هفته گذشته تمامي سينماهاي گروه خود را در اختيار گرفته، در دو روز21 ميليون فروش كرد و به 41 ميليون فروش رسيد. «روز سوم» در سينماهاي ايران و آفريقا ،فرهنگ، اريكه ايرانيان، بهمن، مركزي، عصر جديد، حافظ، تهران در حال نمایش است ، اين فيلم درباره آخرين روزهاي سقوط خرمشهر است و سال گذشته در جشنواره بين‌المللي فيلم فجر جوايز بسياري را نصيب خود كرد.
پوريا پورسرخ، باران كوثري، حامد بهداد، برزو ارجمند، مجيد ياسر و مهدي صبايي از جمله بازيگران فيلم هستند. روز سوم برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم، بهترين كارگرداني،بهترين بازيگر نقش اول زن و بهترين طراحي صحنه از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر شده است.


منبع خبر : ایسنا
لینک
دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ - نویسنده

   نامه هنرمندان سینما به رئیس قوه قضائیه برای عفو کبری رحمانپور   

 

 

خبرگزاری فارس: درپی دیدار جمعی از هنرمندان كشور از ندامتگاه اوین، گروهی از هنرمندان با ارسال نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه درخواست عفو «كبری رحمان‌پور» را از آیت‌الله شاهرودی مطرح كردند.

به گزارش خبرگزاری فارس، به دنبال دیدار جمعی از هنرمندان كشور از ندامتگاه اوین كه به دعوت رئیس كل زندان‌ها و به جهت تشویق هنرمندان برای ساخت فیلم‌های سینمایی در جهت كاهش بزهكاری ترتیب داده شده بود، گروهی از هنرمندان با ارسال نامه‌‌ای به دفتر آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رسیدگی مجدد به پرونده یكی از زندانیان به نام «كبری رحمان‌پور» معروف به «عروس 20 ساله» یا «عروس سیاه‌بخت» كه 6 سال پیش مادر شوهرش را بدون قصد قبلی و در پی یك درگیری ناخواسته در دفاع از خود به قتل رسانده بود، خواستار شدند.
بنابر این گزارش، در بخشی از این نامه كه توسط «تهمینه میلانی» تنظیم و امضاهای آن جمع‌آوری شده، آمده است:
«از شما تقاضا می‌كنیم در مورد پرونده این دختر جوان كه همانگونه كه جنابعالی در كتاب «چرا حبس؟» به آن اشاره نموده‌اید، قربانی فقر فرهنگی و فقر اقتصادی -نه جرم واقعی- شده است، پا پیش بگذارید و این دختر را كه بیش از 6 سال است در ندامتگاه اوین به سر می‌برد به آغوش خانواده بازگردانید.
بخشی از اسامی امضا كنندگان این نامه عبارتند از:عزت‌الله انتظامی، رخشان بنی‌اعتماد، پوران درخشنده، تهمینه میلانی، محمد نیك‌بین، جهانگیر كوثری، محمد بزرگ‌نیا، كمال تبریزی، رضا كریمی، مهناز افشار، مریلا زارعی، رویا تیموریان، رضا كیانیان، اصغر هاشمی، كیومرث پوراحمد، ابراهیم وحیدزاده، سیامك شایقی، رضا عنصری ، علی ژكان ، فرهاد توحیدی،‌ مرتضی شایسته ، حسین فرح‌بخش، عبدالله علیخانی‌،‌ منیژه حكمت،‌ مونا زندی، حامد بهداد،‌ السا فیروزآذر، فرشته صدرعرفائی ، ژیلا ایپكچی، حبیب رضایی، نظام‌الدین كیائی، فرحناز منافی ظاهر، شهلا رستم خانی ، محمود بنفشه خواه ،‌ احمد مهرانفر، مهسا فریبا، مژگان منصوری، جمشید جهانزاده.
لازم به ذكر است این چندمین بار است كه از طرف گروه‌ها و NGO های مختلف داخلی و بین‌المللی در مورد پرونده كبری رحمان‌پور چنین درخواستی از رئیس قوه قضائیه شده است.
چند روز پیش مدیر برنامه رادیویی و پرطرفدار زاپلینگ ایتالیا نیز به منظور رهایی كبری رحمانپور اقدام به جمع‌آوری 150 هزار امضا در كشور ایتالیا نموده كه همچنان این حركت ادامه دارد.

لینک
دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ - نویسنده

   اعتراض جمعي از سينماگران ايران به قاچاق فيلم   

 ايستاده اند چو شمع
  نگار مفيد

«وقتي جرياني بيمار در جامعه وجود دارد، به تنهايي نمي تواني مسوول درمان آن باشي. ما به عنوان آدم هاي اين سينما فقط مسووليت اعلام خطر و ضرر را داريم. از اين به بعد وظيفه مسوولان است که با اين چالش روبه رو شوند و ما ببينيم آنها با اين آزمايشي که در مقابلشان قرار دارد، چه برخوردي مي کنند.» ابوالحسن داوودي، مديرعامل سابق خانه سينما، هنگام خروج از گردهمايي سينماگران ايران، اينها را مي گويد و تا پايان مراسم منتظر نمي ماند و بدون شنيدن قطعنامه، از مراسم خارج مي شود. اين گردهمايي، در واقع اولين گردهمايي سينماگران ايراني است؛ همايشي بزرگ براي اعتراض به پخش غير قانوني فيلم ها. حضور براي عموم آزاد بود و شباهتي به بقيه برنامه هايي که اهالي سينما پشت درهاي بسته دور هم جمع مي شوند، نداشت. سينماگران آمده بودند تا حضور گسترده و عزمي که جزم کرده بودند را نشان دهند و بگويند؛ «استاده ام چو شمع، مترسان ز آتشم».

TinyPic image



 باغ فردوس ساعت 30/10 صبح

همه شان آمده اند و روي صندلي هايي مي نشينند که از شر آفتاب در امان مانده است. رديف صندلي هاي پر و خالي، با سايه و آفتاب موجود مشخص مي شود. اينجا باغ فردوس است و ساعت 30/10 صبح سه شنبه 29 خرداد ماه 1386. رخشان بني اعتماد از اين ساعت و تاريخ استفاده مي کند و مي گويد؛ «من در مقابل موزه سينما، تاريخ سينماي ايران را براي ثبت اين تجمع به شهادت مي طلبم که ما براي اعلام واقعيتي در مورد سينما به اينجا آمده ايم و آن واقعيت اين است که سينماي ايران با مشکلاتي جدي دست و پنجه نرم مي کند و خانواده بزرگ سينماي ايران، با سيلي آبروداري صورت سرخ کرده و به حيات خود ادامه مي دهد.» او حرف هايش را اينگونه ادامه مي دهد؛ «تاريخ را به شهادت مي گيرم که نقش ماندگار سينما قابل انکار نيست، حتي اگر با تکثير سي دي هاي غير قانوني بخواهند بنيه کم جان اقتصاد آن را به نابودي بکشند يا با جايگزيني هر رسانه ديگري در خانه سينما را ببندند و اهالي آن را خانه نشين کنند.» اهالي سينماي ايران از عزت الله انتظامي و رضا کيانيان تا مسعود کيميايي و مازيار ميري، از محمدرضا گلزار و حامد بهداد تا باران کوثري و مريلا زارعي آمده بودند تا همراهي و همدلي شان را به خود اثبات کنند و به ديگران نشان دهند و بگويند خانه نشين نشده اند. رضا مير کريمي اولين سخنران رسمي برنامه است که از ميان حرف هاي درگوشي و غير رسمي خارج مي شود، پشت بلند گو مي ايستد و مي گويد؛ «اميدوارم اين همدلي ادامه داشته باشد تا سينما بتواند مطالبات خود را پيگيري کند.» حرف هايي که در ابتداي مراسم به زبان مي آورند، آرام است و سرشار از شور و شوق دور هم بودن. اما وقتي جلسه پيش مي رود، اعتراض ها تند و تيزتر مي شود.

 اعتراض هاي تند و تيز در جلسه اي آرام

اعتراض آرام سينماگران تا مخاطب قراردادن رئيس قوه قضائيه و رئيس جمهور ادامه پيدا کرد. فرشته طائرپور اولين کسي بود که مسوولان را مخاطب قرار داد. او خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي مي گويد؛ «در نظام عدل شما، ديه روح يک فيلمساز چقدر است؟ در مقايسه با دست و پا و دندان شکسته، به روان له شده يک سينماگر چه بها و خسارتي تعلق مي گيرد؟» تهيه کننده سينماي ايران بعد از آن محمود احمدي نژاد را مخاطب قرار مي دهد و مي گويد؛ «چرا يک بار به استان سينماي ملي ايران سفر نمي کنيد و با اهالي آن به زباني در شأن خودشان حرف نمي زنيد؟ براي من به عنوان يک فيلمساز کودک، سينماي ملي ايران و مخاطبان آن به اندازه انرژي هسته اي مهم هستند و حق مسلم ديگري از حقوق مردم اين کشورند. براي من توجه مسوولان به سهم مردم از فرهنگ اين سرزمين، از سهميه بندي بنزين حساس تر است.» بعد از فرشته طائرپور نوبت عليرضا داوودنژاد است تا در مقابل محمدرضا جعفري جلوه و اميررضا خادم بايستد و بگويد؛ «آقاي احمدي نژاد شما خاصيتي نسبت به ساير حاکم ها داريد و آن اين است که زياد راه مي رويد. خيلي خوب به مردم نزديک مي شويد. حوصله سروکله زدن با مردم را هم داريد. اين همه مصوبه تصويب کرديد که باعث شده حتي اگر اجرا نشوند به عنوان حقوق رسمي و مطالبات ملت ثبت شوند. حالا فرض کن همه چيز درست شد. دنيا انرژي هسته اي ما را پذيرفت، بودجه ها درست بود، مصوبات اجرا شد، دبيرستان و بيمارستان هم ساخته شد، کارگرها و معلم ها و پرستارها هم راضي بودند، آن وقت مردم قرار است چه کنند؟» او به وضعيت موسيقي و ادبيات داستاني و هنرهاي تجسمي اشاره کرد و اينکه در حال نابودي هستند و پرسيد؛ «اگر اينها را نداشته باشيم، تلويزيون چطور مي تواند پيام انقلاب را به اقصي نقاط جهان برساند؟»

 نگاه دولتي

محمدرضا جعفري جلوه معاونت سينمايي وزارت ارشاد به شرق مي گويد به عنوان يکي از اهالي سينما در اين گردهمايي حاضر شده است اما در جايي ديگر از اين گفت وگو از آسيب جدي وزارت ارشاد صحبت مي کند. او در گفت وگو با شرق ابزاري که در دست دولت وجود دارد را ابزاري فرهنگي مي خواند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را مسوول نظارت مي داند و امنيت را به دستگاه هاي ديگر مي سپارد و در پايان گفت وگويش، رسانه ها را متهم مي کند؛ «نگراني ما از رسانه ها است. ما تصميم به يک جهش بزرگ گرفته ايم و شما به وفاق ما خدشه وارد مي کنيد، ولي عزم ما جزم است.»

 نگاه واقع بينانه نماينده مجلس

اميررضا خادم نماينده مجلس شوراي اسلامي کمي واقع بينانه تر به اين گردهمايي نگاه مي کند و به شرق مي گويد؛ «ما هر کاري که مي توانستيم انجام داديم. الان ديگر دستگاه هاي اجرايي بايد مصوبات ما را عملي کنند. بايد ارتباط چندسويه اي بين نيروهاي انتظامي، فرهنگي و امنيتي برقرار شود تا تخصيصات اعتباري مجلس به «اهل» آن برسد.» او شبيه به جعفري جلوه وظيفه نظارت و قانونگذاري را قبول مي کند و اجرايي شدن آن را به دولت و ساير نيروهاي اجرايي مي سپارد. مي گويد؛ «اعتبارهاي تخصيص داده شده يا به دست «اهل» آن نرسيده يا به شکلي غيرمنصفانه زيرسوال رفته است در حالي که ما در اين فضا توان نداريم. بايد توقعات بجا داشته باشيم و ما تا جايي که در سطح توان ما است، تلاش کرده ايم.»

 سينماگران از گردهمايي مي گويند

سيروس تسليمي به شرق مي گويد؛ «چنين برنامه هايي بي تاثير نيست ولي تصور نمي کنم مشکلات ما را حل کند. ما بين سينماي دولتي و سينماي بخش خصوصي گير افتاده ايم. اگر دولت بر فيلم هاي ما ناظر است، بايد آن را پوشش بدهد و اگر بخش خصوصي است بايد کاري به کار ما نداشته باشد تا سينما جذاب شود و مردم علاقه مند شوند که در کنار هم فيلم ببينند.» منوچهر محمدي از اين برنامه به عنوان اولين زنگ خطر سينماگران صحبت مي کند. عزت الله انتظامي اين حرکت را بي فايده نمي داند و مي گويد؛ «اين حرکت باعث مي شود مسوولان مملکتي به فکر بيفتند و به ما کمک کنند.» و ابوالحسن داوودي آفت و مساله قاچاق فيلم را دامنه دارتر از قاچاق مواد مخدر مي داند؛ «قاچاق فيلم تاثير مخرب بيشتري بر سطح جامعه مي گذارد. يک ماده مخدر يک نفر را آلوده مي کند ولي يک جريان فکري غلط، ريشه هاي يک ملت را مي خشکاند.»

 بيانيه پاياني مراسم

در پايان اين برنامه، نوبت پرويز پرستويي است تا بيانيه گردهمايي را بخواند. بيانيه اي که سينماگران نوشته اند 9بند دارد. آن را روي پارچه نوشته اند و اهالي سينما روي آن را امضا مي کنند. در اين 9 بند، از مسوولان خواسته شده تا براي جبران خسارت فراواني که در اين سال ها به سينماي ايران وارد شده، صندوق حمايت از سينماي ايران را راه اندازي کنند. از مجلس شوراي اسلامي خواسته اند تا قانون تاسيس سازمان حقوق و مالکيت معنوي را در دستور کار خود قرار دهد. از قوه قضائيه تقاضا شده تا در برخورد با شبکه ها، اشخاص، سازمان ها و نهادهايي که حقوق سينماي ايران را به يغما مي برند، رويه اي فعال، قاطع و بي اغماض را در پيش گيرد. درخواست سينماگران از نيروي انتظامي برخورد با عوامل خرده پا و معلول در شبکه قاچاق است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز يکي ديگر از سازمان هايي است که مخاطب قرار داده شده، تقاضاي جدي سينماگران از وزارتخانه مربوط، نهادينه کردن حقوق سينماي ايران و جلوگيري از نمايش هاي غيرمجاز سينمايي است که توسط نهادهاي دولتي يا وابسته به آن انجام مي شود. سينماگران از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران تقاضا کرده اند که ضمن جلوگيري از ترويج و تبليغ سينماي امريکا در رسانه ملي، سهم واقعي و درخور سينماي ملي ايران را چه از حيث تبليغ آثار و چه از حيث پرداخت حقوق نمايش محصولات سينماي ايران بازنگري کنند.

 اگر نتيجه نداد

علي معلم سخنگوي خانه سينما و مجري مراسم به شرق مي گويد؛ «اينجا، فقط اتمام حجت کرده ايم و نيروها موظف شده اند تا مواد بيانيه را رعايت و پيگيري کنند و نتيجه را در دومين گردهمايي سينماگران، در روز ملي سينما اعلام کنند و گزارشي از کارهاي انجام شده يا نشده ارائه بدهند. اگر اين حرکت نتيجه اي ندارد، برخوردهاي ديگري در دستور کار ماست. اولين گزينه توقف نمايش و توليد آثار سينمايي به شکل رسمي است.» مديرعامل سابق خانه سينما ابوالحسن داوودي نگاه ديگري دارد و از ساماندهي صحبت مي کند؛ «اگر اين حرکت ها تداوم داشته باشد و دوستان طبق معمول زود خسته نشوند، اين جريانات سريع به مقصود مي رسد و مقصود خيلي از تشکيلات و سازمان ها را با خودش همراه مي کند.»

منبع : شرق

لینک
پنجشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٦ - نویسنده

   پخش "صبح روزي که متولد شدم" از تلوزیون   

"صبح روزي که متولد شدم" روي آنتن شبکه تهران
فيلم تلويزيوني "صبح روزي که متولد شدم" به کارگرداني محمدرضا آهنج به مناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر از شبکه تهران پخش مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري مهر، روابط عمومي شبکه پنج سيما اعلام کرد "صبح روزي که متولد شدم" فيلمي 60 دقيقه‌اي است با بازي حامد بهداد، محرم زينالزاده، محمد مختاري، مالک سراج و ... که جمعه چهارم خرداد روي آنتن تلويزيون مي‌رود.

داستان فيلم بر اساس مرحله سوم عمليات پيروزمندانه بيت المقدس است که طي آن دلاورمردان رزمنده از 10 صبح تا عصر روز سوم خردادماه 61 موفق به بازپس‌گيري خونين‌شهر از ارتش بعث عراق مي‌شوند.

از ديگر عوامل "صبح روزي که متولد شدم" مي‌توان به مصطفي احمديان فيلمبردار، بهروز شهامت صدابردار، فردين خلعتبري آهنگساز، رضا بهارانگيز تدوينگر، منصور سهراب‌پور مدير توليد و محمدرضا زکي‌زاده گريمور اشاره کرد.

**************************‌‌************‌*‌************

کار جدید حامد

فيلمبرداري "روياي زمين" اولين فيلم بلند سينمايي مريم فخيمي شب گذشته به پايان رسيد .

به گزارش خبرنگار مهر، فيلم برداري "روياي زمين" که از ابتداي فرودين ماه آغاز شده بود، شب گذشته در استوديو کليک به پايان رسيد. اين فيلم را سپيده عبدالوهاب تدوين مي کند .روياي زمين" به مضمون صلح مي پردازد و تصور افراد مختلف در اين زمينه را به تصوير مي کشد. در اين فيلم ليلي سيروسي‌، رويا جاويد نيا، حورلقا اعتصام، حامد بهداد، امين اصلاني، سامان گلريز، شيدا ابراهيمي، صابر ابر، محمد رضا غفاري، مرضيه شهبازي به ايفاي نقش پرداخته اند.

از عوامل توليد "روياي زمين" مي توان به نويسنده ، کارگردان و تهيه کننده مريم فخيمي، مدير فيلمبرداري و آهنگساز آريا عظيمي نژاد،‌ عکاس حميد اسکندي و تدوين سپيده عبدالوهاب اشاره کرد.

مريم فخيمي سازنده فيلم هاي کوتاه "پشت سر باد نمي آيد "، "بدون عنوان "، "هيچ " و "بازي کودکانه" است. او چندي پيش در دومين جشنواره فيلم پليس با فيلم "ترافيک از لنز من" حضور داشت و برنده چند جايزه شد.

لینک
یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - نویسنده

   گفتگوی مجله نقش آفرینان با حامد بهداد ( اردیبهشت ۸۶ )   

تایپ : نیوشا

حامد بهداد مارلون براندو ... تولد 26 آبان 52 مشهد...

  ...دبستان:تهران...راهنمايي:نيشابور...دبيرستان:مشهد...دانشگاه:تهران...ميگويد اسکار هم آمريکا ...کساني که او را نشناسند با خواندن حرفهايش فقط به يک نتيجه مي رسند که اين آدم متوهم است اما وقتي او را مي شناسند  به اين نتيجه مي رسند که حامد بهداد يک مخلوق کاملا متفاوت است تفاوت بهداد با بقيه در اين است که مي خواهد خودش باشد و چون همه ي انسانها در خلقت با هم متفاوتند پس او به خودش نزديک  و با ديگران متفاوت مي شود ...اشکال از ماست که مي خواهيم مثل هم باشيم...

عمده ترين تغييري که زندگي ات در سال جديد خواهد کرد چه خواهد بود؟

راستش را بخواهي يک تغيير خيلي عمده امکان دارد پيش بيايد که نمي گويم در زندگي ديگران تاثيري ندارد ولي گفتن شايعه و حاشيه درست مي کند  اميدوارم اين تغيير پيش نيايد البته بد نيست  ولي اگر هم پيش آمد خوش آمد آن چيزي که خيلي برايم حائز اهميت است  شغلم کارم بازيگري  سينما عکاسي کارگرداني تفريح فرهنگي و عميق شدن در اينهاست.

چه اتفاق ديگري امکان دارد در زندگي من بيفتد؟ اتفاق ها خيلي با اهميت نيست اينکه در حساب بانکي تو يکباره يک ميليارد دلار پول واريز شود يا يک ميليارد دلار که شايد همه ي دارايي ات باشد برداشته شود چه تغيير عمده اي در درون تو ايجاد ميکند؟ سرنوشت تو جهت ديگري به خود ميگيرد؟ پس اگر چنين اتفاقي هم بيفتد  نمي تواند تغيير جدي محسوب شود .  نمي شود اسمش را تغيير گذاشت.

 

به نظر مي آيد منتظر يک اتفاق هستي؟

همه ي ما منتظر يک معجزه هستيم همه ي آدمها  همه ي ما منتظر يک اتفاقي که خودمان ايجاد ميکنيم يا ايجاد ميکنند هستيم چيزي شبيه آرامش قلب  امنيت احساس   امنيت اقتصادي  جاني  اجتماعي  سياسي چيزي که به امنيت الهي منجر شود. تمام اينها مي تواند دست به دست هم دهدکه تو راهي را در مسيرت پيدا کني  که منجر به ارتباط صحيح با کائنات  کل کيهان و جهان هستي شود. مگر قرار است چه اتفاق ديگري بيفتد؟نمي دانم دوست داشتم باريگر شوم  با اينکه دوست داشتم بازيگر شوم و باشم امروزه روز دوست دارم از اينجا بروم  و يک شغل ديگر پيدا کنم  شايد در گره خوردن با مردمي جديد زندگي ديگري دست و پا کنم  و اينجور ي از زير بار مغناطيس امواج منفي که روي من است فرار کنم. مي توانم آنجا خوشبخت تر شوم.اگر امکانات مالي و ارتباطات ميسر شود فکر مي کنم

سرنوشتم از خشونتي که فعلا گريبانم را گرفته  لطيف تر شده  و تبديل به احسن شود.

TinyPic image

 

از اينکه متولد 26 آبان 52 هستي رضايت داري؟مثلا دوست نداشتي 26 آبان 42 يا 62 به دنيا بيايي؟

به اين فکر کرده ام  که کاش در يک روز ديگر به دنيا مي آمدم  اما اين فکر کردن چيزي را حل نمي کند  اين منم و در اين تاريخ به دنيا آمدم  يک مورچه يک چيزي شبيه عدم يک بودي شبيه نبود موجودي شبيه هيچ من کسي نيستم همينم که هستم.

چرا بيشتر آنهايي که تو را مي شناسند بعضي وقتها  با فکر کردن به حامد بهداد ياد کلماتي مثل شوريدگي هيجان انفجار بي قراري تلاطم و لحظه مي افتند؟

نمي دانم اين بعضي وقتها من را خوشحال مي کند شايد ماجرا ايت است که تمامي اين چيزهايي که همه مي گويند وجود دارد  شوريدگي بي قراري جنون  تلاطم هيجان  اما آنقدر از مرحله پرتم که شايد  بعد از مرگم چيزي از من باقي نماند  کسي مثل وحشي بافقي  شرح پريشاني را مي سرايد و تا زماني که انسان زنده است وحشي بافقي هم زنده است  اما من چي؟طمع جاودانگي دارم اما دسترسي به راز آن نيست  يا غيرتي که همتي فراهم کند تا مفري براي نجات  پيدا کنم .ساعت ها دارد با رخوت سستي و تنبلي مي گذرد.

در اين آشفته حالي و آشفته بازار حامد بهداد مي خواهد به کجا برسد؟

(آه مي کشد)نمي دانم ولي تمام تلاشم را مي کنم که جاي خوبي ببرمش  شرايط قابل تغيير است  تا حدي که تحت اختيار ما هست تغييرش مي دهيم  آن حدي هم که نيست خوب نيست ديگر.

قبلا گفته بودي که شش ماهه به دنيا آمدي  اما بي تعارف کاش خيلي از آدمهاي مدعي دور و بر ما هم به جاي 9 ماهگي 6 ماهه به دنيا مي آمدند.

مدعي؟ نه من ادعايي ندارم مثلا ادعا ندارم که آدم حسابي هستم  ادعا ندارم که خيلي خوشگل و خوش تيپم يا اينکه پولدارم خيلي مرفهم  با سوادم اصل و نسبم مي رسه به سلاله پاک فراعنه  يا نيمه خدايان اساطيري ايران  ادعاي من شايد يک اعتراض است  شايد يک جور جلب توجه  شايد يک جور اعاده ي حق و حقوق  يک جور متمايز کردن خودم از ديگران  .اگر من کسي يا چيزي بودم چه  احتياجي داشتم به ادعا کردن. نمي دانم شايد در همين دنياي کوچک اطراف خودم  آدم به ياد ماندني به نظر بيايم  اما آن هم خيلي نسبي  به ياد ماندني به مدت يک روز يا حداکثر يک ماه  وقتي به داريوش مهرجويي ناصر تقوايي  نيچه   هرمان هسل   و کي يرکگارت  فکر مي کنم يا مولايم علي  که نگرش نوين براي بشريت به ارمغان آوردند  مي گويم تو چه ادعايي مي تواني داشته باشي؟غير از اينکه تو يک مصرف کننده ي صرف هستي .

 

بازيگري يعني چه؟

در اين دنيا و کائنات  انديشه ها و خرد محضي وجود دارد  که توسط ميزانسن موقعيت  جو  نورپردازي و انسان متجلي مي شود انسان در اين دنيا به عنوان تجلي بخش انديشه هاي خداوند ظاهر شده  و  حتي برخي اوقات اهريمن .اينجاست که کشمکش به وجود  مي آيد  ما شکل تغيير يافته يک انرجي هستيم به نام بشر  فکر کن هملت نوشته شود اما بازيگري برايش پيدا نشود  فکر کن تمام کائنات باشد ولي انسان نباشد  بازيگري مي تواند حائز اهميت باشد ولي ساحت آن به خاطر  ناشي گري و نداشتن علم کافي به شوخي گرفته شده  به همين دليل آن ارزش که در بازيگري جستجو مي کردم  حالا در چشمم کمرنگ شده است  شهرت چيز کاذبي است تو مي تواني مشهور باشي ولي بازيگر خوبي نباشي  ولي مهم اين است که بازيگر خوبي باشي. فکر کن بازيگري مثل بهروز وثوقي چه جوري به فيلمي مثل کندو و انديشه هايي مثل انديشه (فريدون گله ) جان مي بخشد  خدا فريدون گله را بيامرزد.  بازيگر مي تواند به فرد  انديشه ها فلسفه و هنر ناب يک فيلسوف  نويسنده و کارگردان روح بدمد از بازيگري نمي شود تعريف مشخصي ارائه داد چه جوري مي شود بازي جک نيکلسون را درحرفه خبرنگار  به کارگرداني آنتيوني فراموش کرد.

يا بازي چارلي چاپلين در فيلمهاي خودش  يا بازي هاي به ياد ماندني مارلون براندو را.آنها نوابغ شغل خودشان هستند. يک بار ديگر هامون مهرجويي را  در ذهن مرور کنيم و  يادمان بيايد بازي خسرو شکيبايي را  من نمي توانم بگويم بازيگري يعني چه 

ولي ميتوانم بگويم بازيگر يعني کي.

 

چرا تو را آدم خاصي مي دانند؟

نمي دانم فقط مي فهمم  که بند و زنجير خيلي زيادي  به دست و پايم بسته است  نمي دانم چه مزيتي در اين خاص بودن و چه سر افکندگي  در عام بودن وجود دارد؟اولويت با شريف بودن است تو ممکنه خاص باشي ولي آدم بدي به حساب بيايي يا اينکه عام باشي ولي خوب باشي.

 

بازيگري براي تو سينماست  تئاتر يا تلويزيون؟

همه اش خاصه سينما همه اش خوب است.

بهداد را متعلق به کداميک مي داني؟

سينما.

از دست بهداد راضي هستي؟

نه اذيتم مي کند به من کم محبتي مي کند  خودش به من بي عدالتي مي کند.

کودک درونم را در معرض قضاوت و ترجيح ديگران قرار مي دهد براي رسيدگي به کودک درونم وقت و اهميت قائل نيست. آخ ظلم ظلم ظلم ريشه اش کنده نمي شود در بستري بزرگ شده که به اون خشونت شده  به او آموزش داده شده خشونت کند  .فکر ناسالم به خاطر رفتار ناسالم   بيماري در جانش نشست کرده به همان سان که در جامعه رسوخ کرده . مردم مريضند من مريضم  حامد مريضه. مگر مي شود با تاريکي به جنگ تاريکي رفت! همه ي ما قرباني خشونتيم.

تا آخر عمر مي خواهي بازيگر بماني؟ نمي شود روزي فيلم بسازي و کارگردان شوي حتي شايد تهيه کننده يا کاري ديگر در سينما؟

چرا نشود من به زودي زود فيلم خواهم ساخت  اميدوارم بتوانم کشور را ترک کنم و  بروم تا يکسري تحصيلات در زمينه ي تدوين داشته باشم.

اهل موسيقي هم هستي؟

موسيقي هاي جاز و بلوز دهه ي هفتاد موسيقي سياه پوست ها و موسيقي راک  آن دهه يک کمي علاقمندم  کرد و با دوستان شبيه به آن کار کرده ام و کمي زديم و خوانده ايم  که کار چندان جدي نيست خيلي ها هستند دستي بر ساز دارند  ما هم همين  فعلا حساب آنچناني  روي موسيقي باز نکرده ام.

دلت بيشتر از چه چيزي مي گيرد؟

شکست.

حامد بهداد شدن چه هزينه هايي داشت؟

هر کس به قيمت خودش هزينه مي دهد  حالا بستگي دارد به  آنکه قدر خود را بداند يا نه !

از چه راهي پول در مياوري؟

فقط بازيگري.

در بچگي دوست داشتي چه کاره شوي؟

بازيگر.

اهل تماشاي کارتون بودي؟

بله مي ديدم  هميشه مي ديدم  پينوکيو  همه ي کارتونهاي زمان ما  همه اش يادمه  همه ي انيميشن ها و برنامه کودک   دوره ي ما خيلي بهتر بود  الان مزخرف است  نمي دانم  آن موقع چه کساني کارتون ها را خريدند و دوبله کردند  اما دستشان درد نکند عالي بود.

کمترين دستمزدت در حرفه ي بازيگري؟

مجاني هم بوده  آن هم براي يک فيلم سينمايي.

لینک
یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - نویسنده

   گلاویژ نادری !   

این خبر حدود یک ماه پیش تو سایت سینمای ما جلب توجه می کرد و یکی از خبرهای پربازدید و جنجالی بود . شاید الان که حدود یک ماه از انتشار این خبر می گذره واستون جذابیتی نداشته باشه( مخصوصا بعد ار منتفی شدن ساخت لبه پرتگاه ) ولی خوندنش ( البته به همراه نظرات ) خالی از لطف نیست . البته چون حجم این خبر و نظراتش خیلی زیاد بود من لینکشو گذاشتم .

مهمترین نکته ای که در مورد این خبر جلب توجه می کنه بی سواد و نا اگاه بودن منتقد پفکی ! نویسنده خبر می باشد .

خودتون بخونید و قضاوت کنید :

چرا حامد بهداد بازی در فیلم بیضایی را رد کرد؟ / ابهام در ترکیب بازیگران « لبه پرتگاه »

لینک
شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - نویسنده

   حامد بهداد ، از قرار داد برای حضور در لبه پرتگاه بیضایی تا انصراف !   

" حامد بهداد " از " لبه پرتگاه " انصراف داد

حامد بهداد"، بازيگر سينماي ايران از بازي در فيلم «لبه پرتگاه» به كارگرداني "بهرام بيضايي" انصراف داد.

1386/1/22

"بهداد" كه مدتي پيش براي بازي در اين فيلم با شركت سيران فيلم قرارداد منعقد كرده بود به دلايل نامعلومي از بازي در اين فيلم منصرف شد.
براساس اين گزارش، «لبه پرتگاه» تازه ترين كار "بهرام بيضايي" است كه به زودي فيلمبرداري آن در تهران آغاز خواهد شد.
ليست كامل بازيگران «لبه پرتگاه» عبارتند از: محمدرضا گلزار، مهران مديري، مژده شمسايي، نگار فروزنده، سعيد ذهني، كاظم افرندنيا، سيد مهرداد ضيايي، فاطمه نقوي، سهيلا رضوي، حميد ابراهيمي، منيره فراهاني، سروش صحت، بهاره رهنما، فرزانه ارسطو، فرهاد بشارتي.

مرجع:ايلنا

چند روز قبل :

بيست‌وهشت بازيگر انتخاب‌شده براي بازي در جديدترين فيلم سينمايي بهرام بيضايي - «لبه پرتگاه» - سرانجام معرفي شدند.


به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مژده شمسايي، محمدرضا گلزار، مهران مديري و نگار فروزنده چهار بازيگر اصلي فيلم «لبه پرتگاه» هستند.

همچنين ديگر بازيگران اين فيلم كه آنها هم از بازيگران سينما و تئاتر هستند، سيدمهرداد ضيايي، حامد بهداد، سهيلا رضوي، فاطمه نقوي، نيره فراهاني، حميد ابراهيمي، كاظم افرندنيا، سروش صحت، بهاره رهنما، مهران امام‌بخش، سعيد ذهني، محسن حسيني، فهميه اكرمي، حميد حمزه، اميد خوش‌ منش، فرزانه ارسطو، كاوه سماك‌باشي، شاهرخ عزيزي، محمدعلي حسين‌عليپور، مهدي تارخ، فرهاد بشارتي و حسن شيرزاد معرفي شده‌اند.

بهرام بيضايي كه سال 79 «سگ‌كشي» را ساخت و از آن پس ديگر فيلمي را جلوي دوربين نبرده است، قصد دارد بعد از شش سال «لبه پرتگاه» را اواسط ارديبهشت ماه سال جاري مقابل دوربين ببرد.

به گزارش ايسنا، ديگر عوامل فيلم عبارت‌اند از: تهيه‌كننده: حميد اعتباريان (سيران فيلم)، مجري طرح و مديره پروژه: نريمان شاداب، مدير توليد: ابراهيم اصغري، مدير فيلمبرداري:‌ اصغر رفيعي جم، صدابردار: محمود سماك‌باشي، طراح لباس و صحنه: كيوان مقدم، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: عليرضا شمس شريفي، گروه كارگرداني: افشين هاشمي، سامان خادم، ساسان پيروز، مدير تداركات: بهروز حاجي‌زاده، دستيار طراح لباس و صحنه: محمد يوسف قوچاني، گروه صحنه و لباس: رضا عسگرخاني، مه‌لقا ناقد

منبع خبر :خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

«تسويه حساب» تهمينه ميلاني به روزهاي پاياني رسيد

تدوين فيلم سينماي «تسويه حساب» به روزهاي پاياني رسيد. مستانه مهاجر و تهمينه ميلاني هم اكنون مشغول تدوين اين فيلم هستند و ناصر چشم‌آذر هم بزودي ساخت موسيقي فيلم‌ را آغاز خواهد كرد. بنا به گفته محمد نيك بين تهيه كننده تسويه حساب، اين فيلم تا يك ماه ديگر اماده اكران خواهد شد و با گرفتن پروانه نمايش در نوبت اكران قرارخواهد گرفت. در اين فيلم به نويسندگي و كارگرداني تهمينه ميلاني،‌مهناز افشار، اكبر عبدي.‌لادن مستوفي، شهره لرستاني.‌السا فيروز آذر، رضا عطاران، سياوش تهمورث،غلامحسين لطفي، بهاره افشاري، حامد بهداد،احمد مهرانفر، مهدي فقيه و محمدرضا شريفي‌نيا به ايفاي نقش مي پردازند. در خلاصه داستان اين فيلم آمده است:‌ تسويه حساب نقدي اجتماعي است در مورد آسيب‌هاي اجتماعي، به ويژه در ميان زنان و علل بزهكاري آنها.

منبع خبر ايسنا

لینک
دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦ - نویسنده